تبليغاتX
شبگرد تنها
نه زمستاني باش كه بلرزاني و نه تابستاني باش كه بسوزاني بهاري باش كه بروياني
شبگرد تنها


دوستان

.:: آخرین مطالب ::.

عنوان تاریخ
تقلید بهتر است یا تغییر؟! چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391
درد بی درمون(مجیدخراطها) پنجشنبه سوم فروردین 1391
عید همه دوستای گلم مبارک سه شنبه یکم فروردین 1391
زرنگ ترين پيرزن دنيا پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390
حتما تا آخر بخونيد(درسته مطالب طولاني هست ولي خوندنش خالي از لطف نيست) چهارشنبه نهم شهریور 1390
زلال که باشی آسمان در تو پیداست جمعه بیست و یکم مرداد 1390
يه روز بهم گفت؟ پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390
چقدر خنده داره؟! دوشنبه دوم اسفند 1389
دكتر شريعتي جمعه سوم دی 1389
سلام به همه دوستان گلم جمعه نوزدهم آذر 1389
یه آرزوم برآورده شد؟! چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
تولدم مبارک یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389

موضوع:

حدود شصت سال پیش یک آخوند به روستائی رسید.


با دیدن مسجد قدیمی آن روستا متوجه شد که مردم این روستا


مسلمان هستند و با خوشحالی به نزد کدخدا رفت و اعلام کرد که


 میتواند پیش نماز آن روستا باشد.


کدخدا که سالها بود نماز نخوانده بود و نماز جماعت را که اصولا در


 عمرش ندیده بود،


با خودش فکر کرد که اگر به این مرد روحانی بگویم که من نماز بلد


نیستم که خیلی زشت است،


بنابراین بدون آنکه توضیحی بدهد، موافقت کرد.


همان شب او تمام اهالی را جمع کرد و برایشان موضوع آمدن


پیش نماز را شرح داد و در آخر گفت که قواعد نماز را بلد نیست و


پرسید چه کسی از میان شما این قواعد را میداند؟


نگاه های متعجب مردم جواب کدخدا بود.


دست آخر یکی از پیرترین اهالی روستا گفت “تا آنجا که من میدانم


برای مسلمان بودن لازم نیست خودت چیزی بلد باشی،کافیست


 هرکاری که پیش نماز کرد، ما هم تقلید کنیم”


با این راه حل، خیال همه اسوده شد و برای اقامه نماز به سمت


مسجد قدیمی حرکت کردند.



بقيه ماجرا ...

نویسنده : (شبگرد تنها)
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391


موضوع: اشعار

سلام دوستان خوب و مهربونم


این متن یه آهنگ فوق العاده زیبا از مجید


خراطها هستش که به دلایل نا معلومی


هنوز پخش نشده است.

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

*نظر یادتون نره*

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

دیگه درد دلم درمون نداره


دیگه خنده برام رنگی نداره


همون بهتر که تو غمها رها شم


تو خوش باشی واسم فرقی نداره


چیکار کردی تو با این دل که اینجور


داره هروز سراغتو میگیره


بهش میگم که اون رفته که رفته


دوباره اشک تو چشمم جا میگیره


اگه من بد بودم  برای تو خوب


چرا اول گذاشتی دست تو دستم


دارم شک میکنم اون روز که گفتی


برم از پیش تو کار دادی دستم


ولی رسمش نبود بذاری بری


آخه من واسه تو دل میسوزوندم


سزای خوبی رو بد دادی پاسخ


بدون که واسه تو داشتم میمیردم


حالا که بی خدافظی تو رفتی


منم میخوام برم از پیش عکسات


ولی من واسه تو میگم خدافظ


نگی نامرد بود و رفت پی کاراش


برچسب‌ها: درد بی درمون, مجیدخراطها



نویسنده : (شبگرد تنها)
پنجشنبه سوم فروردین 1391


نویسنده : (شبگرد تنها)
سه شنبه یکم فروردین 1391


موضوع:

زرنگ ترين پير زن دنيا !!!


يک روز خانم مسني با يک کيف پر از پول به


يکي از شعب بزرگترين بانک


کانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي


1 ميليون دلار افتتاح کرد . سپس


به


رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً


مدير عامل آن بانک را


ملاقات

کند . و طبيعتاً به خاطر مبلغ هنگفتي که


سپرده گذاري کرده بود ، تقاضاي


او مورد پذيرش قرار گرفت . قرار ملاقاتي


با مدير عامل بانک براي آن خانم


ترتيب داده شد .


پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مرکزي


بانک رفت و به دفتر مدير


عامل


راهنمائي شد . مدير عامل به گرمي به او


خوشامد گفت و ديري نگذشت


که آن دو


سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي


شدند . تا آنکه صحبت به


حساب بانکي


پيرزن رسيد و مدير عامل با کنجکاوي پرسيد


راستي اين پول زياد


داستانش


چيست آيا به تازگي به شما ارث رسيده است



بقيه ماجرا ...

نویسنده : (شبگرد تنها)
پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390


موضوع: اشعار

سلام


قبل از اينكه اين مطالب رو بخونيد راي در وبلاگ برتر كه در بالاي وبلاگ


سمت چپ در كادري مشخص شده است يادتون نره


با تشكر شبگردتنها


شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که فکر کنم همه خوندن یا

شنیدن :


تو به من خنديدي و نمي دانستي



من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم



باغبان از پي من تند دويد



سيب را دست تو ديد



غضب آلود به من كرد نگاه



سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك



و تو رفتي و هنوز،



سالهاست كه در گوش من آرام آرام



خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم



و من انديشه كنان غرق در اين پندارم



كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت



بقيه ماجرا ...

نویسنده : (شبگرد تنها)
چهارشنبه نهم شهریور 1390


موضوع: جعبه مداد رنگي

پرسیدم..... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

 با كمی مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ،


 
در صورتیكه بدانی چطور

 
زندگی کنی .


پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،


قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .


 
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ،


خود میداند آئین بزرگ كردنت را 



بگذارعشق خاصیت تو باشد ،


 نه رابطه خاص تو با کسی .



موفقیت پیش رفتن است نه


به نقطه ی پایان رسیدن



داشتم به سخنانش فكر میكردم


كه نفسی تازه كرد وادامه داد ... 




بقيه ماجرا ...

نویسنده : (شبگرد تنها)
جمعه بیست و یکم مرداد 1390


موضوع: جعبه مداد رنگي

یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم .

آخه من اینجا خیلی تنهام….

بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام…..

یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی

 
تنهام..

بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام…..

یه روز دیگه بهم گفت: میخوام برم یه جای دور?جایی که هیچ مزاحمی

 نباشه.


وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا.آخه میدونی من اونجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام…..

یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی من


اینجاخیلی تنهام

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی
تنهام…..

یه روز تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه
میدونی من اینجا خیلی تنهام

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی
تنهام…..

حالا اون دیگه تنها نیست و از این بابت خوشحالم.چیزی که بیشتر از این
خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه

 من تنهای تنهام…..



نویسنده : (شبگرد تنها)
پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390


موضوع: جعبه مداد رنگي


لطفا تا آخرش بخونید:

چقدر خنده داره


که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!
چقدر خنده داره


که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره


که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره


که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!


چقدر خنده داره


که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!



بقيه ماجرا ...

نویسنده : (شبگرد تنها)
دوشنبه دوم اسفند 1389


موضوع: جعبه مداد رنگي

يکي از دبيرستان هاي تهران هنگام


برگزاري امتحانات سال ششم


دبيرستان


به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده


شد


که: ''شجاعت يعني چه؟'' محصلي در


قبال اين موضوع فقط نوشته بود : ''


شجاعت يعني اين '' و برگه ي خود را


سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته


بود ! اما برگه ي آن جوان دست به


دست


دبيران گشته بود و همه به اتفاق و


بدون


استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند


فكر


ميكنيد اون دانش آموز چه كسي مي


تونست باشه؟


دکتر شریعتی



نویسنده : (شبگرد تنها)
جمعه سوم دی 1389


موضوع: جعبه مداد رنگي

وقتی دلتنگ شدی



به یاد بیارکسی روکه خیلی دوستت داره 



وقتی ناامید شدی



به یاد بیارکسی روکه تنهاامیدش تویی



وقتی پراز سکوت شدی



به یاد بیارکسی روکه به صدات محتاجه



وقتی دلت خواست ازغصه بشکنه



به یادبیارکسی روکه توی دلت یه کلبه ساخته

 


سلام به همه دوستان خوبم

 

من از سفر معنوی کربلا برگشتم

 

علت طولانی شدن سفرم این بود

 

که هم رفتم کربلا و هم سوریه جا

 

تون واقعا خالی بود همه تون رو هم

 

دعا کردم.ان شاالله كه قسمت همه

 

شما دوستان گلم بشه که شبگرد

 

تنها رو در نبود من تنها نذاشتین.

 

امیدوارم که با دعا کردن در حق شما

 

خوبی های بي حدتون رو جبران کنم.



نویسنده : (شبگرد تنها)
جمعه نوزدهم آذر 1389


درباره نویسنده

(شبگرد تنها) ٍ ......................سلام....................
از اينكه به كلبه تنهاي من سر زديد بي
نهايت متشکرم و خواهشی که از
شما دوستان مهربانم دارم اينه كه
با نظر دادن خودتون منو در ساختن
هر چه بهتر اين وبلاگ ياري كرده
و از طریق ارسال پیامک به یاد شبگرد
تنها باشید. ضمننا اگه دوست داشتید
بیشتر با من آشنا بشید به قسمت
پروفایل وبلاگ مراجعه کنید.
راستی اگه دوست داشید منو
در وبلاگ تون با اسم (شبگردتنها)
لينك كنيد.
توجه اگه مطلبي رو براي وبلاگ يا
سايت خود كپي كنيد با نام و
مشخصات وبلاگ شبگردتنها
ثبت كنيد.
و اگه مطلبي جالب براي وبلاگ
داريد آنرا به آدرس زير ايميل
نماييد.
با تشکر
مدیریت وبلاگ(شبگرد تنها)
...................................................
ارتباط با مدير وبلاگ
ایمیل : shabgard_tanha_2443@yahoo.com

آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:شبگردتنها

وضعیت وبلاگ :

اوقات شرعی :

تبلیغات

مترجم سایت

مترجم سایت