| عنوان | تاریخ |
| تقلید بهتر است یا تغییر؟! | چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 |
| درد بی درمون(مجیدخراطها) | پنجشنبه سوم فروردین 1391 |
| عید همه دوستای گلم مبارک | سه شنبه یکم فروردین 1391 |
| زرنگ ترين پيرزن دنيا | پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 |
| حتما تا آخر بخونيد(درسته مطالب طولاني هست ولي خوندنش خالي از لطف نيست) | چهارشنبه نهم شهریور 1390 |
| زلال که باشی آسمان در تو پیداست | جمعه بیست و یکم مرداد 1390 |
| يه روز بهم گفت؟ | پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 |
| چقدر خنده داره؟! | دوشنبه دوم اسفند 1389 |
| دكتر شريعتي | جمعه سوم دی 1389 |
| سلام به همه دوستان گلم | جمعه نوزدهم آذر 1389 |
| یه آرزوم برآورده شد؟! | چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 |
| تولدم مبارک | یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 |
سلام دوستان خوب و مهربونم
این متن یه آهنگ فوق العاده زیبا از مجید
خراطها هستش که به دلایل نا معلومی
هنوز پخش نشده است.
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
*نظر یادتون نره*
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
دیگه درد دلم درمون نداره
دیگه خنده برام رنگی نداره
همون بهتر که تو غمها رها شم
تو خوش باشی واسم فرقی نداره
چیکار کردی تو با این دل که اینجور
داره هروز سراغتو میگیره
بهش میگم که اون رفته که رفته
دوباره اشک تو چشمم جا میگیره
اگه من بد بودم برای تو خوب
چرا اول گذاشتی دست تو دستم
دارم شک میکنم اون روز که گفتی
برم از پیش تو کار دادی دستم
ولی رسمش نبود بذاری بری
آخه من واسه تو دل میسوزوندم
سزای خوبی رو بد دادی پاسخ
بدون که واسه تو داشتم میمیردم
حالا که بی خدافظی تو رفتی
منم میخوام برم از پیش عکسات
ولی من واسه تو میگم خدافظ
نگی نامرد بود و رفت پی کاراش
زرنگ ترين پير زن دنيا !!!
يک روز خانم مسني با يک کيف پر از پول به
يکي از شعب بزرگترين بانک
کانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي
1 ميليون دلار افتتاح کرد . سپس
به
رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً
مدير عامل آن بانک را
ملاقات
کند . و طبيعتاً به خاطر مبلغ هنگفتي که
سپرده گذاري کرده بود ، تقاضاي
او مورد پذيرش قرار گرفت . قرار ملاقاتي
با مدير عامل بانک براي آن خانم
ترتيب داده شد .
پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مرکزي
بانک رفت و به دفتر مدير
عامل
راهنمائي شد . مدير عامل به گرمي به او
خوشامد گفت و ديري نگذشت
که آن دو
سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي
شدند . تا آنکه صحبت به
حساب بانکي
پيرزن رسيد و مدير عامل با کنجکاوي پرسيد
راستي اين پول زياد
داستانش
سلام
قبل از اينكه اين مطالب رو بخونيد راي در وبلاگ برتر كه در بالاي وبلاگ
سمت چپ در كادري مشخص شده است يادتون نره
با تشكر شبگردتنها
شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که فکر کنم همه خوندن یا
شنیدن :
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم
.
آخه من اینجا خیلی تنهام….
بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم
خیلی تنهام…..
یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه
میدونی من اینجا خیلی
تنهام..
بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم
خیلی تنهام…..
یه روز دیگه بهم گفت: میخوام برم یه جای دور?جایی که
هیچ مزاحمی
نباشه.
وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا.آخه میدونی من
اونجا خیلی تنهام…
بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم
خیلی تنهام…..
یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا
کردم آخه میدونی من
اینجاخیلی تنهام…
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر
خوبیه منم خیلی
تنهام…..
یه روز تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا
ابد زندگی کنم آخه
میدونی من اینجا خیلی تنهام…
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر
خوبیه منم خیلی
تنهام…..
حالا اون دیگه تنها نیست و از این بابت خوشحالم.چیزی
که بیشتر از این
خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه
من تنهای تنهام…..
لطفا تا آخرش بخونید:
چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی
90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد میگذره!
چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار
هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید میریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد
اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره
که وقتی میخوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر میکنیم چیزی
به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که میخوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون
به وقت اضافی میکشه لذت میبریم و از
هیجان تو پوست خودمون نمیگنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانیتر
از حدش میشه
شکایت میکنیم و آزرده خاطر میشیم!
يکي از دبيرستان هاي تهران هنگام
برگزاري امتحانات سال ششم
دبيرستان
به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده
شد
که: ''شجاعت يعني چه؟'' محصلي در
قبال اين موضوع فقط نوشته بود : ''
شجاعت يعني اين '' و برگه ي خود را
سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته
بود ! اما برگه ي آن جوان دست به
دست
دبيران گشته بود و همه به اتفاق و
بدون
استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند
فكر
ميكنيد اون دانش آموز چه كسي مي
تونست باشه؟
دکتر شریعتی
وقتی دلتنگ شدی
به یاد بیارکسی روکه خیلی دوستت داره
وقتی ناامید شدی
به یاد بیارکسی روکه تنهاامیدش تویی
وقتی پراز سکوت شدی
به یاد بیارکسی روکه به صدات محتاجه
وقتی دلت خواست ازغصه بشکنه
به یادبیارکسی روکه توی دلت یه کلبه ساخته
سلام به همه دوستان خوبم
من از سفر معنوی کربلا برگشتم
علت طولانی شدن سفرم این بود
که هم رفتم کربلا و هم سوریه جا
تون واقعا خالی بود همه تون رو هم
دعا کردم.ان شاالله كه قسمت همه
شما دوستان گلم بشه که شبگرد
تنها رو در نبود من تنها نذاشتین.
امیدوارم که با دعا کردن در حق شما
خوبی های بي حدتون رو جبران کنم.
(شبگرد تنها) ٍ
......................سلام....................
از اينكه به كلبه تنهاي من سر زديد بي
نهايت متشکرم و خواهشی که از
شما دوستان مهربانم دارم اينه كه
با نظر دادن خودتون منو در ساختن
هر چه بهتر اين وبلاگ ياري كرده
و از طریق ارسال پیامک به یاد شبگرد
تنها باشید. ضمننا اگه دوست داشتید
بیشتر با من آشنا بشید به قسمت
پروفایل وبلاگ مراجعه کنید.
راستی اگه دوست داشید منو
در وبلاگ تون با اسم (شبگردتنها)
لينك كنيد.
توجه اگه مطلبي رو براي وبلاگ يا
سايت خود كپي كنيد با نام و
مشخصات وبلاگ شبگردتنها
ثبت كنيد.
و اگه مطلبي جالب براي وبلاگ
داريد آنرا به آدرس زير ايميل
نماييد.
با تشکر
مدیریت وبلاگ(شبگرد تنها)
...................................................
ارتباط با مدير وبلاگ
ایمیل : shabgard_tanha_2443@yahoo.com
